باز هم دلتنگي باز هم گريه هاي شبانه ام
يه عاشق غمگين در حسرت شبهاي بي ستاره ام
سخت دلتنگم .. سخت بي قرارو بي تابم
كجاست شانه هاي گرم و مهربانت تا گريه كنم ؟
كجاست آن لبخند هاي عا شقا نه ات تا باز هم
ديوانه شوم ؟
آنقدر دلتنگ چشمانت هستم كه نمي توانم در هيچ
چشم ديگري نگا ه كنم
آنقدر بيقرارم كه هيچ اتفاقي دل غمگينم را شاد
نمي كند
براي گريستن شانه هايت را كم دارم
شانه هايي كه بارها و بارها در خواب و خيال
تكيه گاه دل عاشقم بود
براي عاشقي نگاههاي زيبايت را كم دارم
نگا ههاي كه تنها دليل زندگي و عشقم بود
صبر مي كنم و عاشق ميمانم كه خوشبختي از آن
است

شدیم از یاد یکدیگر فراموش دو راهی بین ما بگشوده آغوش
از آن عشقی که در ما شعله می زد
به جا مانده اجاقی سرد و خاموش
میان من و تو دوراهی نشسته صدایی نمانده به لب های بسته
به لب های خموش این دوراهی نشسته قصه ی غمگین رفتن
همیشه راه ما با هم یکی بود ولی راهت جدا شد دیگر از من
اگر در چشم هم اشکی ببینیم توان رفتن از ما می گریزد
برو بگذار ایندیوار کهنه به نام عشق ما در هم بریزد
میان من و تو دوراهی نشسته صدایی نمانده به لب های بسته

بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت
بی آن كه بر لب آرم در دل خواهم گفت
بی هيچ سخنی گوش خواهم داد
بی هيچ اندوهی در آغوشت خواهم گريست
بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد
بی هيچ گرمایی كنار آشيانه ی تو آشيانه می كنم
و فضای آشيانه را پر از ترانه می كنم
می پرسند : به خاطره چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه می كنم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
غرورم را شکست و براي هميشه من را کنار گذاشت . گاهي ميديدمش که با يار تازه اش از جلوي پنجره اتاقم ميگذشت هميشه آه ميکشيدم و براش تاسف ميخوردم . بعد از يک سال و نيم سراغم آمد تا با گريه و زاري بخواهد دوباره با هم باشيم .هرچه از دهنم در اومد , به او گفتم و قسم خوردن هايش را باور نکردم . وقتي بعد از دوساعت گريه و التماس رفت , ديگر براي او تاسف نخوردم . براي خودم متاسف شدم که چگونه بهترين سالهاي عمرم را با او هدر دادم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چقدر سخت است که منتظر کسي باشي که فکر آمدن نيست
مهمان عزيزي باشي که فانوس خانه اش روشن نيست
چقدر سخت است آدم را از آرزوهايش دور کنند و او را به مسير نا خواسته اي مجبور کنند
چقدر سخت است نوشته هايت را نخوانده خاک کنند و اسمت را از خاطره ها پاک کنند
چقدر دردناک است که احساست را پوچ پندارند

سلام می دونم دلت گرفته........من برات سنگ صبورم چی شده تنها نشستی.........مثل تو از همه دورم واسه من زندگی سرده........نکنه تو هم غریبی کاش می شداشکاتوپاک کرد........بمیرم تو هم بریدی چه تبسم قشنگی........وقتی به غمها بخندی آخه ارزشی نداره........دل به این دنیا ببندی نازنین دنیا همینه........اونکه خواب بود بدترینه نکنه تنهات گذاشته........آخره عشقها همینه میدونی چقدر عزیزه........قطره سپید شبنم مثل اون اشکای نازت.......رو تن گلهای مریم نازنین خدا بزرگه........غم واز خودت جدا کن بدونكه با توبودن مثل ستاره زيبا ست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگراز گريه كم نشوم . تو مرا به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر، زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ، مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

اين دو يکي نيست...اشتباه نشود!
عشق همان دوست داشتن نيست
عشق رويائي است و دوست داشتن دنيائي
دوست داشتن با عشق مقايسه نمي شود که اگر بشود
از بين خواهد رفت
عشق خلقت خداست و دوست داشتن
خلقت عقل و دل انسان...
عشق همچون خدا يکي است و براي هر انسان
مي تواند به تعداد انسانهاي ديگر باشد
جدائي براي عشق مرگ است در حالي که
دوست داشتن مي تواند براي مصلحت ديگري جدائي را تصميم بگيرد
عشق روحاني است ولي دوست داشتن جسماني
جسم ميميرد ولي روح جاودانه است
کسي نمي تواند عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلي نيست
عشق را معني کردن گناه است چرا که در لغات ناچيز زبان نمي گنجد
معني کردن آن برابر با محدود کردن آن است
ولي دوست داشتن محتاج معني کردن آن است
دوست داشتن با دل انسان است ولي عشق با جان....
عشق غرور را از انسان مي زدايد ولي دوست داشتن با غرور رشد مي کند
عشق از نظر خدا پاک است
و دوست داشتن از نظر انسان...
خدا عشق است و انسان دوست داشتن...
بدرستي که خدا برتر از انسان است....
مریم![]()
میلاد امام زمان بر تمام عاشقان مبارک باد

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ وچوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم ودل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح وظهر وعصر شد نیامدی
مریم![]()