تبليغاتX
مریم های پر پر عاشق

خوب دیگه کم کم داشت فراموش می شد

مخمل صدات هق هق گریه هات بارون خنده هات

وقتی رفتی جا گذاشتی دل تو

با آرزوهام تنها گذاشتی دل تو

بی خبر به کجا کجا جا گذاشتی دل تو

حالا که عاشق شده دل چرا تنها گذاشتی دل تو

آهی آواز خون دیگه نخون عاشقت منم

رفیق گریه هات همدم تنهایات منم

بهونه

دلم پر از شعرای عاشقونه ست

هوای عشق تو فقط بهونه ست

برای چشم ناز تو که خوندم

انگار شعرام بغل بغل ترانه ست

وقتی با چشمات تو نگاهم می کنی

چشمات واسه من یه آشیونه ست

مریم

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 16:53  توسط مریم  | 

دیگه حتی یه ستاره توی خوابم نمی یاد

شب با دستای ترش داده منو به دست باد

اشک من آه چشات تا ابد گم کرده

کسی این تن شکسته رو به هیچم نمی خواد

شعله ها فاصله شون تا تن من یک نفس

کمکم کن کمکم کن

اشتباه آخر

مهلت دوباره پر کشیدن و ازم نگیر

بذار اسمت من تا اوج تماشا ببره

ناله های من گذشته از غرور آسمون

تا طلوع یه ستاره توی آسمون بمون

کمکم کن کمکم کن شب خو شکستنه

اشک شب گریزمو به داد چشمام برسه

کمکم کن کمکم کن

 مریم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 10:49  توسط مریم  |