تا به کی باید رفت از دیاری به دیار دیگر
نتوانم نتوانم جستن هر زمان عشقی
و یاری دیگر
کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر می کردیم
از بهاری به بهار دیگر آه اکنون دیری ست
که فروخته در من گویی تیره آواری از ابر گران
شب و روز
شب و روز
شب و روز
بگذار که فراموش کنم
تو چه هستی جز یک لحظه یک لحظه که چشمان
مرا
می گشاید در بر هوت آگاهی؟
بگذار که فراموش
کنم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میان تاریکی
میان تاریکی تو را صدا کردم سکوت بود و نسیم
که پرده را می برد در آسمان طول ستاره ای می سوخت
ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد تو را صدا کردم تو را صدا کردم
تمام هستی من
نگاه آبی ما به شیشه می خورد ترانه ای غمناک
تمام شب آنجا ز شاخه های سیاه غمی فرو می ریخت
کسی ز خود می ماند کسی تو را می خواند
هوا چه آواری روی او می ریخت
تمام شب آنجا میان سینه من کسی زنومیدی
نفس نفس می زد کسی به پای می خواست کسی تو را می خواست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به تمام دوستان ممنون ازاینکه سر زدین و نظردادین من نزدیک سه ماه بود که وبلاگمو آپ نکرده بودم مشکلی برام پیش آمده بود که با کمک
خداوند حل شد.منتظر نظرهاتون هستم.![]()


مریم