تبليغاتX
مریم های پر پر عاشق
شادی هایتان به بلندی امشب

وغمهایتان به کوتاهی امروز باد

شب یلداتون مبارک

امیدوارم بهتون خوش بگذره

فال حافظ یادتون نره

مریم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 18:5  توسط مریم  | 

روزهای آخر پاییز راپشت سر می گذاریم.انگار همین دیروز عیدنوروز بود اما حالابه چشم بر هم زدنی در آستانه وبعد زمستان وبعد نوروزی دیگر قرار داریم . رسم روزگار همین است.آن قدر تندو پر شتاب می گذرد که انگار هر چه زودتر باید به پایان برسد. روزها روزهای آفتابی و ابری از پی هم می آیند و می روند روزهای تلخ و شیرین

زندگی با تلخ و شیرین گذشت

با تقی خان و تموچینش گذشت

زندگی آنقدرهاهم بد نبود

با همه بالا پایینش گذشت

******************************

اتفاق

چه فرق می کند تو شانه هایت را

به اندازه چند بند انگشت خالی بگذاری

من همیشه تو را

قبل از آنکه اتفاق بیفتی

گریه کرده ام

******************************

ای کاش

ای کاش از عاشقی بوی ببرد

دل را به شکار چشم آهو ببرد

خسته شدم از خودم خریداری کو؟

تا قلب مرا به شرط چاقو ببرد

******************************

برای چشمانت نوشتم

همان چشمان قشنگ و پر فریب

پس نرو بمان که ماندنت از سرودن هزار غزل زیباتر است

و ماندنت برای من یادگاری است همیشگی در قلبم

*****************************

نگاه تو

هیچ گاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم

نگاهی سرشار از عشق صمیمیت و محبت

امروز سالها از آن روز می گذرد

ولی تو هر گز بر نگشته ای

صدایت در گوشم زمزمه می شود

و نگاهت در ذهنم مجسم

ولی من تو را می خواهم نه خیالت را

******************************

وقتی بارون چشمات

وقتی بارون چشمات شونه مو می لرزونه

نمی خوام گریه کنی اشک تو چشمات بمونه

دوست دارم وقتی دلم می گیره از بی کسی

سرو به زانو بزنم تو به دادم بزنی

نمی خوام بارونی شه گونه های عاشقت

نمی خوام شب که می شد بگیره بازم دلت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 17:33  توسط مریم  | 

ای کاش ميتوانستم تنها کسی باشم

تنها کسی که بتواند به تو عشق بورزد

آن عشقی که واقعا نياز داری

ای کاش می توانستم به تو بگوييم:

هميشه برای تو خواهم ماند

اما عزيزم من نيستم

تو کسی را که می خواهی که قلب وروحش را نثارت کند

برای هميشه قول می دهم

اين کاری است که نمی توانم انجام دهم عزيزم

او می توانستم بگوييم تمام نيازت خواهم بود

اما اين يک دروغ است

ميدانم که فقط می گريانمت

من آن نيستم که تو نياز داری

دوستت دارم خداحافظ

اميدوارم روزی بتوانی

بفهمی که اينکار را فقط بخاطر خودت انجام می دهم

واقعا نمی خواهم بروم

اما از صميم قلب می دانم

اين بهترين کاری است که می توانم انجام دهم

ترک کردن کسی هنگاميکه دوستش داری

سخت ترين کار است

وقتی کسی را دوست بداری آنچنان که من تو را دوست دارم

او اکنون نمی خواهم ترک ات کنم

عزيزم اين کار مرا از درون نابود می کند

چرا اوه چرا

آيا نمی دانی که هدف من وتو هستی

برای عشقم زندگی ايم بودنم

سعی کرئم غرورم را زير پا بگذارم

اما احساس کردم قلبم از درون می لرزد

ای کاش نمی دانستم

چراکه نمی توانم اجازه دهم بروی

به من بگو چرا؟

چرا هنگاميکه به چشمانت نگريستم

احساس کردم قلبم گريه را آغاز کرده

عزيزم

هنگاميکه تو را با دختری ديگر ديدم

اوه چرا؟

چرا مجبور بودی دروغ بگويی

هنگاميکه همچنان دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 12:53  توسط مریم  | 

بنام آنکه آفريد مرا      تا دوست بدارم تو را

واوست که انسان را خلق کردو عشق را در دل تک تک انسانها نهاد و زندگی هر کسی را در گرو عشقی سر شار از زندگی نهاد و او خواست ما عشق و عاشقی را مزه مزه کنيم و با خوب و بد عشق آشنا شويم و خداوند

و خداوند عشق را آفريد

من نمی دانم برای چه به دنيا آمدم ولی اگر کسی از من موقع به دنيا آمدن می پرسيد دوست داری به اين دنيا بيايی اگر می دانستم دنيا چنين است هيچ وقت به دنيا نمی آمدم

دوست ندارم در اين دنيا باشم زيرا بيخود است دوست ندارم هيچ وقت جشن تولدم بشه دوست دارم کودکی بودم از هيچ چيزی خبر نداشت

کاش هيچ وقت به دنيا نمی آمدم کاش مانند گنجشکی زيبا می توانستم پرواز کنم و بروم اما افسوس که کاش های ما به حقيقت نمی رسد

من مانند يک کبو تر بی بال وپر وشکسته ام که نمی داند از خود چه بگوييد.

مردن زيباست خيلی

اما چه بگوييم از اين دل تنگم  چه کنم با خود

آيا کاش های ما اگرهای ما به حقيقت می رسد غير ممکن است اينها همه رويايی بيش نيست

من مثل يک برگ خشکم که خورد می شوم .

****************************

غربت

ای آسمان زيبا امشب دلم گرفته

ازهای وهوی دنيا امشب دلم گرفته

يک سينه غرق مستی دارد هوای باران

از اين خراب دنيا امشب دلم گرفته

امشب خيال دارم تا صبح گريه کردن

شرمنده ام خدايا امشب دلم گرفته

 

 مریم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 16:53  توسط مریم  |